ما کوچه ی شکوفه ی نارنج ديده ايم

غرق طراوتيم، اگر رنج ديده ايم

 

 گر چه فقير از نظر خلق روزگار

آنچه نديد صاحب يک گنج ديده ايم

 

 سبز و سفيدهای زيادی به زندگی

در پای اين صفحه ی شطرنج ديده ايم

 

با گل شکفته ايم، ولی هر شکوفه را

با ديده ای ژرف و نظر سنج ديده ايم

 

گل ها همه محمّدی اند، اين ظرافتی است

کز پنج برگ هر گلِ نارنج ديده ايم؛

 


ما زير آن عبای هميشه بهار عشق

گل را خلاصه در عدد پنج ديده ايم

 

 انشده اخي العزيز  محمد جبرييلي  حفظه الله